ايران از روزگاران كهن تا كنون به نامهاي ،آري ، آريان ،
آريانا ، آرياويچ ، آرياويج ، آريه ، آریامهن، اران ، آريان ،آريانشهر ،ائيريانم وئجه ،
ائيريه ، ائيريوشينه ، اير ، ايران شثر ، ايران شهر، ايران ويج، ايران ويچ ،ايران
ويژ ، ايريا ، ايرياوه ، ايرياوه ، ايرج ، ايريوخشوثه
، پرس ، پرشا ، پرشيا، پرشيانا ، سرشناس بوده است.
واژه ايران برگرفته از نام (( آريانا ))
يعني سرزمين آرياييهاست . آريايي ها در هزاره دوم قبل از ميلاد به فلات
ايران وارد شدند . گروهي از آنان به هندرفتند و گروهي در اين سرزمين كه به نام
آنان ايران نام گرفته ، باقيماندند
واژه آريا در زبانهاي اوستايي، فارسي باستان و سانسكريت
بهترتيب به گونه هاي ايريه ،اريه، آريه،به كار رفته
است.
اريه در نام اريامنه پدر نياي داريوش بزرگديده مي شود و ايريه در واژه اوستايي ايرينه به معنيايراني و آريايي و در نامهاي ايرينه وئجه،ايران ويچ و ايريو خشوثهكوهي كه آرش،تير انداز نامي ايران در زمان منوچهر پيشدادي از
بالاي آن ، تيري به سوي خاور انداخت و اير ياوه ياري كننده آرياآورده شده
است.
كلمه آريا به معني نجيب ، اصيل ، شجاع و آزاده در
نوشتارها به كاررفته به صورتي كه داريوش بزرگ هخامنشي در نبشته هاي
نقش رستم و شوش ، از خود چنين ياد كردهاست :
من داريوشم ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمين هاي همه نژاد، شاه در اين
بوم ( زمين ) بزرگ پهناور ، پسر ويشتاسپ هخامنشي ، پارسي ، پسر
پارسي ، آريا , آريايي ، آريا چهر ، آريايي نژاد.
خشايارشاه ، پسر و جانشين او نيز در نوشته تخت جمشيد ، از خود چنين ياد مي
كند:
من خشايار شا هستم ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمينهاي پرنژاد ، شاه
در اين بوم بزرگ پهناور ، پسر داريوش ....
آريايي هايي كه در هند مستقر شدند ، قلمرو
خود را ارت ورت نام گذاشتند كه به صورت آريا ورته نيز گفته شده است . آريائي
هايي كه به ايران آمدند ، بر اساساوستا در سرزميني به نام ائيريانم وئجو ( اوستايي
) يا ايرانويج ( eranvej) پهلوي زندگي مي كرده اند . اين كلمه از دو
كلمه ايران وويج(airyanam unejo) تشكيل شده است ويج را بعضي به معني
تخمه و نژاد دانسته اند . بدين ترتيب ايرانويج به
معناي نژاد ايراني است و چون بهمكاني منسوب شود به معناي محل زندگي ايرانيان خواهد
بود.
ايران ويج در اوستا برترين سرزمين سپند است و در
آنجاست كه جم بهشت آسودگي و ناز و نوشخويش را پي افكند . در ايرانويچ است كه زرتشت
، شست وخشور بزرگ ديده بهديدار جهان مي گشايد و آيين خود را بنياد مي نهد.
اريه،ايريه رفته رفته به صورت اير دگرگون شده و
با پسوند نسبت پهلوي ikو يا
ic به شكل نام ( اريك ) در ارمني و ايرج در پهلوي و فارسي در آمده است.
ايرانيان در نبشته هاي پهلوي ساساني ، خود را
بدين نام و ميهن خويش را ( ايران ) كه در پهلوي اشكاني آريان،در ارمني
eran ) يا ( ايرانشثر eransathr ) ودر فارسي ايرانشهر مي ناميدند.
در اوستا آريانه هم به معناي قوم ايراني و هم
محل سكونت آنان بوده است و لغت آريان نيز به صورت جمع آن بكار بردهاند . در كتاب (
پيامبران و شاهان ) حمزه اصفهاني ، دانشمند سده 4 ه. ق يكبار
از كشور آريان ياد كرده و يكبار آريان را از هفت تيره بزرگ روي زمينبه شمار آورده است.
بنابر بر روايتهاي كهن ، ايران از ايرج آمده است .
ايرج و دو برادرش تور و سلم از فرزندان پادشاهي به نام فريدون هستند
. اين سه برادر به ترتيب در اوستا به صورت ائيريه ( Airya) توئيري
( Tuirya) و سي ريمه ( sairima) آمده است . سلم
نياي همسايگان غربي ايران ، تور نياي همسايگان شرقي ايران و ايرج
نياي ايرانيان شناخته شده اند . فريدون سرزمين اصلي
خود را كه خونيرس نام داشته و در ميانه جهن جاي داشتهبه ايرج داده است و بدين
ترتيب خونيرس همان ايران مي باشد . صورت كامل اين واژه
اوستايي خونيرس يامي است كه به معناي سرزمين آفتاب تابان است . ازروزگار ايرج كه به دست تور كشته شد ، ميان ايرانيان و تورانيان جنگ درگرفت و در نتيجه لفظ توراني بجاي انيراني ( غير ايراني ) معنا يافت.
از دوره هخامنشيان لغات چندي كه در
بردارنده نام ايران است بر جاي مانده است ،
چنانكه نام پدر بزرگ داريوش ، آريامنه بوده و در كتيبه بيستون كلمه آريانا خشاثرامaryana khsharthramبه معناي سرزمين
آريايي ها بكار رفته و كلمه ائيريوشينهairyo
shayana به معناي منزلگاه ايرانيان در فارسي باستان
استفاده مي شده است.
در همان حال يونانيان ، ايران را پرسيس ( persis ) ناميده
بودند كه از نام فارس ريشه گرفته بود كه مسكن پارسان است . پارسيان
در روزگار هخامنشيان حاكمان ايران بودند و به اين دليل يونانيانتمام سرزمين انان
را بدين نام مي خواندند . بعدها كلمه پرسيس در ديگرزباهاي اروپايي نيز وارد شد و
در زبان انگليسي به صورت پرشياPersiaودر زبان فرانسوي
پرس ( pers) بكار رفت.
ابو شكوربلخي ، در ستايش شاه ساماني ، مي گويد:
خداوند ما نوح فرخ نژاد كه بر شهر ايران بگسترد داد
فردوسي نيز پس از او ، مي سرايد:
همه شهر ايران و توران و چين به شاهي بر او خواندند آفرين
همه شهر ايران بياراستند مي و رود و رامشگران خواستند
منابع:
افشار سيستاني ، ايرج ، پژوهش در نام شهرهاي ايران ، روزنه ، 1378
خير انديش رسول ، شايان سياوش ، ريشه يابي نام و پرچم كشورها ، انتشارات
كوير ، چاپ چهارم 1375

Digg
Del.icio.us
Slashdot
Furl
Yahoo
Googlize this
Blinklist
Facebook
Wikio



