مرد مومنی به طرز ناگهانی تمام ثروتش را از دست داد.چون میدانست خدا او را به نحوی کمک خواهد کرد دست به دعا برداشت:
- پروردگارا ! بگذار که من در بخت آزمایی برنده شوم.
او سالها و سالها دعا کرد اما همچنان فقیر باقی ماند. سرانجام روزی مرد و از آنجایی که مرد بسیار با ایمانی بود بلافاصله به بهشت برده شد.وقتی به انجا رسید از وارد شدن سر باز زد . او گفت که تمام عمرش را مطابق تعالیم مذهبی اش زیسته است . اما خدا هرگز اجازه نداده است که در مسابقه بخت آزمایی برنده شود.خداوند جواب داد : من همیشه برای کمک کردن به تو آماده بودم، اما با وجود این که میخواستم کمکت کنم تو حتی یک بلیط بخت آزمایی هم نخریدی!
داستانی که در بالا امده است برگرفته از کتاب جذابی به نام " داستانهایی برای مدیران " به قلم دکتر جواد و حیدی از انتشارات حفیظ تهران است. این کتاب با داستانهایی زیبا درسهای بزرگی از زندگی را برای مدیران و همه مخاطبان مرور میکنید. این کتاب در صد صفحه وقیمت 1700 تومان در کتابفروشی های سراسر کشور قابل تهیه است. این کتاب زیبا را به همه خوانندگان توصیه میکنیم.

Digg
Del.icio.us
Slashdot
Furl
Yahoo
Googlize this
Blinklist
Facebook
Wikio










