سالیان مدیدی از زمانی
که بلوک شرق راه رسیدن به مدال را تنها در یک پروسه علمی و دقیق یافته بود میگذرد.
سالهایی که بلوک شرق و کمونیستها با ابداع روشهای سخت استعداد یابی به سکوهای
المپیک حمله بردن غرب در خواب غفلت بسر میبرد تا اینکه به تدریج جایگاههای خود را
در المپیک از دست رفته میدید. غربی ها روش استعداد یابی بلوک شرق را غیر انسانی و
غیر منطقی میدانستند و با علم به دانش ورزش ، روش های جدیدی را در جهت استعداد
یابی و افزایش سطح ورزش خود ابداع نمودند. دنیا دیگر در این زمان به ورزش و بخصوص
به المپیک به دید یک ورزش نگاه نمیکرد همچنان که هم اکنون میدان المپیک میدان رقابت های سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و حتی
اقتصادی بدل شده است. دیگر دولتها در میدانهای جنگ با هم نمیجنگیدند این بار میدان
تازه ای برای نبرد یافته بودند و آن هم میدان المپیک و میادین ورزشی بود.
روشهای سازماندهی شده
و علمی باعث شده بود که نتایج درخشانی برای ورزشکاران این کشورها به بدست آید که
هیچکدام به شانس هم وابسطه نبود. به عنوان مثال رومانی در یک دوره در بین دختران
قایقران رومانیانی و در بین بیش از 10000 نفر شروع به یافتن قایقرانان برتر نمود.
حذف بدون توجه به مسائل حاشیه ای و تنها با منطقهای علمی ورزشی صورت میگرفت. از
بین آن تعداد تنها 10 نفر باقی مانده بودند. کسب بیش از 15 مدال در دو دوره المپیک
حاصل کار آن قایقرانان بود.
ورزش دنیا همزمان با
توسعه دانشکده های ورزش توسعه یافت و رکوردها نیز یکی پس از دیگری شکسته شد. اما
ما در کجا هستیم. فارغ اتحصیلان ورزش
ایران از سالیان دهه 50 از دانشکده های برتر اروپا و آمریکا مدارج تحصیلی را دریافت نمودند و وارد
کشور میشدند و در حال حاضر نیز دهها نفر از فارغ التحصیلان درجه دکتری فارغ اتحصیل
از دانشکده های خوب داخل و خارج در ایران مشغول به فعالیت هستند که هر یک میتوانند در بهبود سطح علمی ورزش ایران تاثیر گذار باشند. آیا توانسته ایم از این
پتانسیل در جهت بهبود ورزش خود استفاده نمائیم. آیا توانسته ایم کاری که 4 دهه پیش
در جهان آغاز شده را ما امروز آغاز کنیم؟ ورزش ایران در دستان کیست؟ آیا دوره
عالمان فرا نرسیده؟ آیا فکر میکنیم که هنوز هم با شانس و تعصب تنها میتوانیم سکو
دار جهان باشیم؟ آیا دانش ورزش و مقالات و تالیفات آن تنها به درد غربی ها میخورد؟
آیا با همان روشهای تمرینی دهه 40 و پنجاه و با همان سطح دانش میتوانیم به سکوهای
المپیک شیرجه رویم. اگر امروز ایران در سکوهای برتر المپیک میبود جای بسی شگفتی
داشت . آنچه ایران در کنار علم ورزش دارد و سایر کشورها حتی با دانشکده های عظیم
علم ورزش از آن محروم هستند استعدادهای فراوان جوانان این مرز و بوم است که
متاسفانه با دانش نداشته آقایان صدرنشین به هدر میرود.
بارها نوشته ایم و
بارها خواهیم نوشت ولی گوشی شنوایی نیست. این همه هزینه ها به کجا میرود؟ چرا
کسانی که با علم اولیه ورزش آشنا نیستند اینگونه مغرورانه به پتانسیها جفا میکندد.
گفته ها گفته شد و هر بار افسوسی است که
برایمان باقی می ماند همچنان که کنون فصل افسوس است. چه زمان ما از خواب برخواهیم
خواست؟ به امید آن روز!
علیرضا
امانی
دانشجوی دکتری
فیزیولوژی ورزش

Digg
Del.icio.us
Slashdot
Furl
Yahoo
Googlize this
Blinklist
Facebook
Wikio










